یاد بگیریم که خودمان باشیم و زندگی کنیم

یاد بگیریم که خودمان باشیم و زندگی کنیم

The reason that made me to think of having a weblog was to have a broader atmosphere in my own field


Avoid not expressing yourself fully in all steps of your life facing all human beings in the very stream of your once happening life.

Fortunately or unfortunately one of our distinct characteristics is frankness, believe me or not whatever we have felt till this moment sources from the pure heartfelt feelings of our own, not a deceiving word or expression to take advantage or leading each other astray for reason.   

whatever I have studied from psychology, sociology, history, dos and don'ts of any religion or culture and mainly philosophy in this ... years of my .... years of life have taught me, one very important thing and that's frankness in words, kindness in thinking and strictness in intentions, that have had a host of benefits for me, avoiding waste of time, money; saving valuable friendship relationships that would happen for any individual rarely and once for a lifetime maybe and finally and most importantly keeping my feelings clean and pure far away form the complexes and stupid ……. one.

You can easily notice this.


Anyway life is ours and we like to live it our own way, and that makes all the difference.

 To A friend

Davoud Nadjafi;







نوشته شده در Fri 17 Sep 2010| ساعت 3 PM| توسط داود نجفي| |

نقد وبررسی " در انتظار گودو " نوشته ساموئل بکت / ترجمه علی اکبر علیزاد / 1385 / نشر ماکان

برای اطلاعات کلی می توانید به لینک زیر بروید:

دو مرد ، زیر درختی وقت می کُشند ، زمان را می گذرانند : " در انتظار ِ گودو "
en attendanr GODOT .

دو مرد در زیر درخت بارها به این نتیجه رسیده اند که خود را به دار آویزان کنند اما طنابی نیست جز بند تنبانشان که ضعیف عمل میکند . انها همیشه به یاد دارند که طنابی بیاورند اما نمی اورند . در عین حال که منتظرند ، حرکتی هم نمی کنند ... انتظار تا اخر هست ، همچنان که این انتظار در تمامی مکاتب دینی هست و در همه ی انسان ها.

در انتظار گودو در عین حال که تماماً فلسفی ست ، رگه های سیاسی و اقتصادی آن نیز به عنوان محور فرعی تا آخر ماجرا قابل رویت است . حضور پوتزو و راکی دو نماد از دنیای بره داری ست .

" 41 "
" پوتزو "و " لاکی " وارد می شوند . پوتزو طنابی به گردن لاکی انداخته و او را هدایت می کند . به نحوی که اول لاکی وارد می شود ، با طنابی به دنبال خود ، که ان قدر دراز هست تا به او اجازه دهد پیش از ورود پوتزو ، به مرکز صحنه برسد. "

مکان در " انتظار گودو "
پرده اول : تل کم ارتفاع ، کنار درخت خشک شده ی بید مجنون

پرده دوم : روز بعد ، همان مکان ،درخت چهار یا پنج برگ دارد
زمان در " انتظار گودو "
غروب ، بدون علامت مشخصه زمان تقویمی
محدودیت رفتاری : محدودیت خنده با صدای بلند

ص 27
- ادم جرات نمی کند زیادی بخندد
- چه محرومیت وحشتناکی
- فقط لبخند
ص 37
- اگر خنده ممنوع نبود از دستت خنده ام می گرفت
- یعنی ما حقوق مان را ازدست دادیم
- از ان ها صرف نظر کردیم

نماد در " انتظار گودو "
- پوتین
- کلاه
- درخت
- بند تنبان
- ساعت

تحلیل پنج تیپ شخصیتی :
استراگون : کتک خور .علامت مشخصه پوتین با بوی بد پا
ولادیمر: نگاه مثبت به جهان ، علامت مشخصه بوی بد دهان ( مصرف سیر جهت بیماری کلیه )
پوتزو : برده دار ، علامت مشخصه گم شدن ساعت ... کور شدن در پرده دوم

شما هم با این زمان کوفتی خودتان همه اش شکنجه ام می دید . نفرت انگیز است . کِی کِی ! یک روز ! این بس نیست واستون، یک روزی شبیه هر روز دیگر ، یک روزی اون لال شد ، یک روزی من کور شدم ، یک روزی زاده شدیم ، یک روزی هم می میریم ، همان روز ، همان ثانیه ...

لاکی : برده ، علامت مشخصه : گوش کردن بی قید و شرط ، داشتن کلاه ... لال شدن در پرده دوم
پسر : نماینده گودو ، ورود و خروج در صحنه با عجله و کمترین حرف

" گودو " کیست ؟
- مرد ؟
- زن ؟
- جوان ؟
- پیر ؟
- نجات دهنده ؟
- پیامبر ؟
- خدا ؟
ص 136

- اقای گودو چه کار می کند ؟ می شنوی چی می گم ؟
- بله اقا
- خب ؟
- کاری نمی کند آقا
- اقای گودو ریش دارد ؟
- بله اقا!
- سفید است یا .... ( مردد است ) ... سیاه ؟
- فکر می کنم سفید آقا
- خدایا رحم کن بر ما!
- ظاهرا ! پسرک که نماینده گودو ست و پیام اور وی ، او نیز هم نمی داند که گودو ریشش سیاه است یا سفید ؟
پس نمی دانیم گودو پیر است یا جوان ، چون پسر تنها نماینده است و نمی داند . جنسیت گودو مشخص نیست اما انها از آقای گودو حرف می زنند پس گودو بنا بر تخلیل قهرمانان داستان مرد است .

" چرا نمی توان " در انتظار گودو " را جزو تاتر پوچی تقسیم کرد ؟
در کتاب های دانشگاهی در انتظار گودرو را جزو تاتر پوچی تقسیم بندی کرده اند اما به این دلیل نمی توان این تقسیم بندی را قابل قبول دانست
- انتظار تا اخر داستان وجود دارد .
- انها ( قهرمانان داستان ) با وجود اینکه به خودکشی فکر می کنند ، اما آن را عملی نمی کنند .
- درخت سبز در پرده دوم به نوعی ادامه ی زند ه گی است .

آیا " درا نتظار گودو " از نگاه اکسپرسیونیستی بهره نگرفته است ؟ استحاله شدن انسان در نظام بهره کشی !

نوشته شده در Mon 13 Sep 2010| ساعت 12 PM| توسط داود نجفي| |

I am strong because I am weak
I am beautiful because I know my flaws
I am a lover because I am a fighter
I am fearless because I have been afraid
I am wise because I have been foolish
& I can laugh because I've known sadness

- Unknown

نوشته شده در Tue 7 Sep 2010| ساعت 9 AM| توسط داود نجفي| |

نوشته شده در Mon 6 Sep 2010| ساعت 12 PM| توسط داود نجفي| |

So happy to hear from you eventually, I thought after asking those questions you would never get in touch with me again.  Please do not raise my morale, I don't mind hearing about my deficiencies, your words impress me too, I do not know why but I have a strange feeling of you, you write your inner feelings, you're a bit different from what I thought about you



I'm not that good in writing that you think, but I am determined to be, and I will be (people at the end become what they most of the time thinks of: Morris Meterling) they say 'life is not fair, but I think yes they are right, but we should force life to be fair, it is not going to be fair on itself for everybody. You know after all these failures of my friend mainly and mine, I was not in a good temper, you know I was really tired of everything, already I am taking exam, this semester I've got 22 units, you know what was the interesting part, reading that you are in a bad busy situation like me, lack of sleep, press of time, dizziness, oh just let's forget about it, you know you should read my short story about this matter, it's really interesting, oh I am just.. Let’s forsake everything you know right now, sky is on the verge of weeping, oh a cool wind just blew and touched my arm, so strange feeling, Is this life? Or am I dreaming only! Ha what's your idea? You know actually as the stars fall people are potentials to fall, but what kind of fall, which depends on people, it's philosophical, one would think of it in its context, you know you would find a few mad people, listening to everything, loving everything, Con-Moto movement 4 by Beethoven would suit my ears, it's ridiculous ha?

Thank you for answering my questions too, oh, it just started, I mean raining, I am really fond of it. I was going to write a lot for you, but rain is calling me outside, ohhhhhhhhhhhh so much beauty, rain, music, love, here is everything, you know after taking such a hard exam and a good nap, a perfect meal, this perfect weather and music and weather beautified with movements of trees would be unbelievable. Me, gotta go, so hope to hear form you. Soon.

July 1st, 2007

Davoud Nadjafi,

نوشته شده در Sat 4 Sep 2010| ساعت 9 AM| توسط داود نجفي| |

William Butler Yeats


From Wikipedia, the free encyclopedia
Yeats had a life-long interest in mysticism, spiritualism, occultism and astrology. He read extensively on the subjects throughout his life, became a member of the paranormal research organization "The Ghost Club" (in 1911) and was especially influenced by the writings of Emanuel Swedenborg[22]. As early as 1892, he wrote: "If I had not made magic my constant study I could not have written a single word of my Blake book, nor would The Countess Kathleen ever have come to exist. The mystical life is the centre of all that I do and all that I think and all that I write."[23] His mystical interests—also inspired by a study of Hinduism, under the Theosophist Mohini Chatterjee, and the occult—formed much of the basis of his late poetry. However, some critics have dismissed these influences as lacking in intellectual credibility. In particular, W. H. Auden criticized this aspect of Yeats' work as the "deplorable spectacle of a grown man occupied with the mumbo-jumbo of magic and the nonsense of India."[24




نوشته شده در Sun 29 Aug 2010| ساعت 8 AM| توسط داود نجفي| |

قالب وبلاگ : .....